بگذار زمان سپری شود تا تو را بجویم .
زمان می گذرد و هر روز در پی مِهرت
خاکی نو از زمین سبز می شود ؛ جان می گیرد ، جنگل می شود .
بگذار سالها پیر شوند ، تا آسمان اسیر خواستنت باشد .
بگذار روز ها و شبها دراز تر باشند ، تا لحظه لحظه شان،
با تمام وجود تو را از عشقت بشناسند .
بگذار عمرم بگذرد تا دل در عشقت غرق شود ،
تا ذره ذره ی روحم شعر تو را بسراید.
بگذار عمر بگذرد تا تو را بجویم و بدانم که همین نزدیکی در دلم خانه ی توست .
بگذار زمان سپری تا تمام جسمم و روحم را ازآن خود کنی ،
تا مرا در بند کشی .
یک کتاب هم دارم میخونم (به نام استاد عشق) که این اطلاعات مربوط به اونه :
چاپ اول 1380
چاپ دوم الی ششم 1381
چاپ هفتم الی دوازدهم 1382
چاپ سیزدهم الی بیست و سوم 1383
چاپ بیست و چهارم 1384
چاپ بیست و پنجم 1385 - ( 10000 نسخه)
با موضوع "نگاهی به زندگی و تلاشهای پروفسور سید محمود حسابی"
اینهم یک پاراگراف از این کتاب :
" البته آقا و خانم بودن آسان نیست ، سابقه ، تربیت و زمینه ی نجابت باید فراهم باشد ،
که ایمان و اعتقاد از ارکان آن است. همان چیزی که انسان را ناچار می سازد که نا خود آگاه دست به کارهایی بزند و از دست زدن به کارهایی بپرهیزد .این سرمایه ایست که در درون هر فردی وجود دارد و اصلاً به دارا بودن یا ندار بودن بستگی ندارد .اگر آقا و خانمی به این مرتبه برسند می دانند چه کار هایی را باید انجام بدهند و چه کارهایی را نباید انجام بدهند."
و اینکه شب اول که این کتاب دستم بود ، موقع خوابیدن مثل بچه ها که چیزایی که دوست دارن شب با خودشون میخوابونند ، من هم این کتاب رو محکم بغل کردم . . .
ندای عزیز - که از خوندن وبلاگش همیشه لذت بردم –منو دعوت کرده به مهمانی اعتراف !
یعنی چی ؟!
یعنی اینکه دعوتم کرده به یه بازی قشنگ از نوع آرزو . . .
و من باید این پست رو اختصاص بدم به آرزوهام. پس مرد ِ و قولش !
میشماریم :
1.آرزو میکنم که یه شب که من خوابم ، خدا "کانکت" بشه وآرزومو ببینه ؛
شاید دلش برام سوخت. . .
2. آرزوهام همچین نرم و لطیف و رویایی و آسمونیو خواب و خیال نیستن.
3.اگه قرار باشه همه ی آرزوهامو بگم باید یه مودم کابلی ردیف کنم ،
چون با این کارتهای 3-4 ساعته . . .
بگذریم ...
پس مهمترین آرزومو فریاد می کنم - با ذره ذره ی وجودم –
دوست دارم عزیزم ،دوستم ، برادرم که این روزا خیلی ذهنش درگیر ِ
و از یه چیزایی رنج میبره و کمی از سنگینی خیلی خیلی زیاد ِ
سهم بزرگش از زندگی ، خسته شده وگاهی هم زمین می خوره
به آرامشی پر از تکاپو و رشد ، پر از انرژی
به آرامشی پر از قدمهای قوی ِ سرشار از دل ِ مطمئن برسه .
زود ِ زود ِ زود
آمین
و ا ما ب ع د . . .
خدا شناسی ؛ اما آنطور که من میگویم !
اسلام شناسی ؛ اما آنطور که من هستم !
جامعه شناسی ؛ اما آنطور که من میخواهم !
خود شناسی ؛ اما آنطور که من برایتان برنامه ریزی کردم و اصلا" مجالی برای آن ، برایتان در نظر نگرفتم !
یه قوطی کبریت رو تصور کن که همزمان از هر شش طرف با فشارهای خیلی نرم و مداوم ،
فاصله ی وجوه مکعب هر لحظه کمتر میشه !
هر چند گاهی مقوای بزرگ دو طرف از وسط تا میخوره و
به سمت بیرون شکم میده و برای چند لحظه آدم احساس میکنه
جای بیشتری توی قوطی کبریت هست . . .
اما بعد از چند لحظه همه ی دیواره ها بالاخره بهم می رسن و
همه ی قوطی کبریت به یک مقوای مسطح ِ بدون هیچ فضایی تبدیل می شه .
این روزا زندگی رو به این قوطی کبریت تشبیه میکنم ، که هر لحظه داره برای ما تنگ تر می شه .
البته شاید زندگی بیش از شش وجه یک مکعب داشته باشه ، که حتما" هم همینطور ِ ،
اما هر وجه یک مکعب یعنی یک قاعده ی تحمل فشار .
و دلم میسوزد برای پدر و مادران پیری که
قبل از هر کسی از این فشارها صدمه میبینند و از پا در می آیند . . .
-------------------------------------------------
اینقدر ذلت ! آیا اینست ندای "تعالو " ی قرآن ؟
با یه دبه ی 20 لیتری تو دستای خسته و پینه بستش ،
با صورتیکه زیر آفتاب داغ بی مهری
(تو شهری که از مناره هاش جای اذان داد می زنن" مااینجا مهر می ورزیم" )
تفتیده شده، برای پر کردن 20 لیتر بنزین
– که به اندازه ی آبروش می ارزه – دار ِ خودشو بی آبرو میکنه .
راننده ی بیچاره رو میگم ؛ که اگه نتونه دبه ی خالیشو پر کنه ،
نتونسته شکم زن و بچه شو سیر کنه و نتونسته آبروی مردانگیشو حفظ کنه . . .
پس باید جنگید و آبرو را بدست آورد ...
برای اینکه گردن شرم روی شونه ی خجالت خم نکنه با چنگ و دندون و مشت و لگد ،
خودشو به کنار پمپ میرسونه ودرست لحظه ای که دستش به نازل میرسه ،
کسی که ظاهرا" بیشتر از اون به فکر آبروش بوده ،
با مشت و لگد . . . نازل رو ازش میگیر ِ و سرشو خم میکنه تو دبه ی 20 لیتری خودش .
* اصلا" کی گفته از مرزهای ما قاچاقی (به افغانستان ) یا قانونی (به ترکیه و عراق )هر روز هزاران لیتر سوخت داره خارج میشه ؟
* اصلا کی دیده که بهترین راه صرفه جوئی در مصرف سوخت کوتاه کردن دست دزدهاست ؟
* اصلا" کدوم منطقی میگه که پلیس باید دزد بگیره ؟
نه آقاجان نه !پلیس باید با باتوم اسلام رو ترویج کنه .
ببین عدد احاطه کرده است ذهن خلق را . . .
باور میکنیم که اعلام مقدار سهمیه سوخت 3 ساعت قبل از اجرا فقط برای این بود که :
نکنه یه وقت با انبار کردن بنزین تو خونه هامون اتفاقی برامون بیافته
و نکنه یهو دل عزیزان و پدران دولتی ما داغدار غم فراق ما بشه .
باور میکنیم این 1000 دستگاه اتوبوس شهری که از امروز صبح
(میگن که )وارد سیستم حمل و نقل عمومی تهران شده ؛ تا حال پول نبوده که بخریمشون
و یهویی از کمد آقای وُوفی (تنسی تاکسیدو ) یا شاید از تو جیب ِ
آنسرش ناپیدای 3کله پوک در اومد ِ ، شایدم پاپانوئل دلش سوخته و
هدیه کریسمس آقای دولت کریمه رو چندماه زود تر انداخته تو جورابش
(باز جای شکرش هست که جوراب یارو سولاخ نبوده).
باور میکنیم که آمار دزدی و فقر و فساد و فحشا و مصرف مخدر و الکل خیلی اومده پایین .
باور میکنیم که با این طرح کاملا کارشناسی شده و کاربردی مبارزه با بد حجابی ،
خیل عظیمی از جوونای ایرانی ، بامعرفت و شناخت کامل ،
اسلام رو هر روز بهتر از دیروز میشناسن و به اون اشتیاق پیدا میکنن .
باور میکنیم که برای کنترل یک نا هنجاری فرهنگی بهترین روش مقابله ی انتظامیست .
باور میکنیم که پول نقد نفت سر سفره ی مردم رسیده
(فقط نمیدونم چرا تو گلوشون گیر کرده و داره خفشون میکنه ؟-شاید حقشون نبوده -)
باور میکنیم که افتصاد ایران نمیدونم چند ده درصد نسبت به کِی رشد داشته .
باور میکنیم که شما مسلمانید و دینتون و روشتون اسلامیه .
ما باور میکنیم ؛ اما تو اینرا باور نکن !
----------------------------------------
وقتی علی گفت : که من امیر مومنان هستم و جانشین محمد(ص)
گفتند : برو بشین تو خونه که ما خودمون امیر و خلیفه داریم !
می آید روزی که پسر علی می آید و می گوید : من پسر علی هستم .
و هستند کسانیکه بهش میگن :
برو بشین تو خونه و دروغ نگو ، ما خودمون می دونیم کی باید پسر علی بشه !
اما او نخواهد نشست و خانه ای ندارد که در آن بنشیند . . .
راستی حتما" تو کلاسهای آموزش حقوق شهروندی که
اینروزا به شدت در موردش تبلیغ میشه شرکت میکنم.
حتتتتتتتتتتتتتما" ![]()
ببین دیازپام 10 خورانده اند خلق را
.
.
.
ببین احاطه کرده است عدد فکر خلق را
محمد عزیز همزمان با افتتاح" آی اس پی " قاصدک وبسایت تخصصی خودش رو راه اندازی کرده .
برای رفع مشکلات خودتون در زمینه های نرم افزار ، سخت افزار ،سیستم های عامل
( ویندوز ، لینوکس و. ..)،مشاوره ی تخصصی خرید و ارتقا و هر چیزی که از کامپیوتر بخواهید بدونید میتونید با عضو شدن تو انجمنهای قاصدک از خدمات رایگان اون استفاده کنید .
(هر انجمن توسط متخصصین اون انجمن اداره میشه ).